ایده کسب و کار حذف واسطههای سنتی در بازار مواد غذایی سالهاست که شکل گرفته است؛ ایدهای که از یک دغدغه ساده یعنی ایجاد رابطهای مستقیم، منصفانه و انسانی بین کشاورز و مصرفکننده نهایی شروع شد و در طول سالها مدلهای مختلفی از آن به وجود آمد: از پلتفرمهای بزرگ در کشورهای توسعهیافته تا نمونههای ایرانی. هرکدام تلاش کردهاند یک رفتار قدیمی یعنی خرید محصول از کشاورز را هم سادهتر و هم جذابتر کنند. با این حال، میان همه این تلاشها، گاهی یک روایت تازه میتواند یک مدل تکراری را به تجربهای کاملاً متفاوت تبدیل کند. در این مقاله میخواهیم کسب و کاری را معرفی کنیم که بر پایه یک مدل قدیمی، داستانی تازه برای مشتریانش ساخته است.
خرید مستقیم از کشاورزان؛ یک داستان آشنا
سالها قبل از اینکه تکنولوژی تا این اندازه در جنبههای مختلف زندگی نفوذ کند، جهان شکل سادهتری داشت. زمانی که میشد همه آنچه نیاز داریم را از همسایههایمان خریداری کنیم؛ اما به مرور زمان آنقدر جمعیتمان زیاد شد که دیگر شیوههای تولید و مبادله سنتی جوابگو نبود و لازم بود هر کسی برای بهدست آوردن مایحتاج زندگیاش پا را از محدودهای که در آن زندگی میکند فراتر بگذارد. این مبادلات آن قدری ادامه پیدا کرد که به مرور زمان، همگی شبیه به هم شدیم و بسیاری از کسب و کارهای محلی در معرض آسیب و حتی شکست قرار گرفتند.
حالا اما چند سالی است گروههای مختلف سعی دارند با کمک به صاحبان کسب و کارهای محلی و کوچک هم تنوع را به زندگیهایمان برگردارند و هم یادمان بیاورند، کسب و کارها هر کدام داستانی هستند که باید شنیده شود. CrowdFarming یکی از همین کسب و کارهاست. کسب و کاری که در اسپانیا شکل گرفت و تلاشی برای تسهیل خرید مستقیم از کشاورزان محلی بود.

داستان CrowdFarming
ایده کسب و کار CrowdFarming ایده سادهای بود: خرید مستقیم از کشاورزان. مدلی که این کسب و کار در پیش گرفت، به روشنی بیان میکرد که خریداران محصولات را بهطور مستقیم از مزرعه کشاورزان محلی میخرند، در این مدل کشاورزان قیمت منصفانهتری برای محصولاتشان دریافت میکنند و خریداری که به سالم و ارگانیک بودن تغذیهاش اهمیت میدهد، میتواند از سلامت مواد غذایی که خریداری میکند، اطمینان داشته باشد.
در ایران هم کسب و کارهایی مانند کشمون همین مسیر را طی کردند و به کشاورزان و تولیدکنندگان محلی این امکان را دادند که محصولات با کیفیتشان را به دست خریداران و مصرفکنندههای نهایی برسانند. کشمون هم نه محصول جدیدی ساخت و نه از تکنولوژی پیچیدهای استفاده کرد. این برند تنها داستان کشاورزی را که از او خرید میکنیم، برایمان تعریف کرد و یادمان آورد که داریم محصول را از یک شخص میخریم: کسی که به کیفیت محصولی که به دستمان میرساند، اهمیت میدهد.
این مدلها نشان دادند حتی یک ایده کسب و کار به قدمت خرید مستقیم از کشاورزان، اگر به درستی بازتعریف شود، میتواند برای مردم جذاب باشد.

حاضرید سرپرست یک درخت باشید؟
CrowdFarming و بعضی کسب و کارهای دیگر مثل Heal The Earth در آمریکا، پا را از این هم فراتر گذاشتهاند و نه تنها داستان کشاورزان و مزرعهای که محصول از آن به دست ما میرسد را تعریف میکنند، بلکه مخاطب و مشتری را بیش از پیش در مسیر تولید محصول شریک میکنند و امکان به سرپرستی گرفتن یکی از درختان مزرعه را فراهم کردهاند.
پروژه Adopt an Avocado که توسط موسسه Heal The Earth در حال اجراست، به افراد این امکان را میدهد که با پرداخت مبلغی، سرپرست یک درخت آووکادو در یک مزرعه خانوادگی باشند، گواهی سرپرستی درختشان را دریافت کنند، در جریان رشد درخت قرار بگیرند و در نهایت وقتی درخت به بار نشست، میوهاش را با بستهبندی Heal The Earth درب منزل تحویل بگیرند. علاوه بر تمام این موارد، پروژه به سرپرستی گرفتن آووکادوها شامل ساخت یک پلتفرم برای برقراری ارتباط سادهتر بین کشاورزان و خریداران و البته تهیه فیلم از مراحل فعالیت کشاورزان برای اهداف بازاریابی است.
این پروژه با سایر پلتفرمهای خرید مستقیم از کشاورزان چه فرقی دارد؟
در این پروژه مشتریها فقط آووکادو نمیخرند. آنها رابطهای شخصی با یک درخت میسازند: این درخت حالا دیگر مال آنهاست و همین باعث میشود هر باری که محصول به دستشان میرسد، احساس کنند بخشی از رشد و زندگی درخت در نتیجه حمایت آنها اتفاق افتاده است. اینجا، هم محصول همان محصول قبل است، هم کشاورز و مزرعه همانند و هم زمین همان زمین قبلی است؛ اما داستانی که میشنویم، داستانی تازه است.
و سوال کلیدی ما همین است:
چطور یک روایت تازه میتواند ایده کسب و کار ما را سر زبانها بیندازد؟
- یک داستان خوب، بین برند و مخاطب پیوند احساسی ایجاد میکند.
اینجا وقتی مشتری سرپرست یک درخت میشود، معامله از حالت صرفا مالی خارج میشود و بیشتر به نوعی از شراکت بین خریدار و فروشنده تبدیل میشود.

- وجود داستان محصول را از یک کالای قابل جایگزین به تجربهای غیرقابل جایگزین تبدیل میکند
درست است که هر کدام از ما از نزدیکترین میوهفروشی به خانهمان میتوانیم پرتقال بخریم؛ اما احتمالا اگر یک جعبه پرتقال از باغی اطراف رشت به دستمان برسد، که صاحب باغ در اردیبهشت ماه عکس شکوفههایش را برایمان فرستاده، خوشحالتر میشویم. چون این درخت مال ماست.
- یک داستان خوب، باعث میشوند برند در ذهن مشتری بماند
احساسی که با تعریف کردن یک داستان خوب در ذهن مخاطبانتان ایجاد میکنید، باعث میشود در حافظهشان بمانید و شاید حتی برندتان را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنند.
- و مهمتر از همه اینکه، در بازارهای شلوغ داستانی که تعریف میکنید یکی از مهمترین راههای تمایز شماست.
خیلیها با مهرههای چوبی، دستبند درست میکنند، خیلیها شیرینی خانگی میفروشند و هر شهری پر از میوهفروشی است؛ اما همه نمیتوانند داستان خوبی برای محصولشان تعریف کنند.

کسب و کار شما چه داستانی تعریف میکند؟
در این مقاله به معرفی ایده های کسب و کار CrowdFarming، کشمون و Heal The Earth پرداختیم و دیدیم هر کدامشان چطور برای یک مدل قدیمی داستانی تازه تعریف کردهاند. دیدیم نوآوری همیشه قرار نیست ساختن یک محصول کاملا تازه باشد. گاهی میتوانیم با نوشتن یک داستان تازه برای اتفاقی که همیشه میافتد زاویهای از آن را به افراد نشان دهیم که قبلا متوجهش نبودهاند؛ و حالا فقط یک سوال میماند:
در کسب و کار شما چه داستانی هست که هنوز کسی نشنیده؟